admin

درباره admin

این نویسنده هنوز هیچ جزئیاتی را پر نکرده است.
تا کنون admin 8 پستهای ورودی 8 ایجاد کرده است.

فاصله بی مهری تا مهربانی

1399/1/30 8:44:1516 فروردین, 1399|

( سارا بانو ) پدرم تو میدون کار می کرد. یک خونه نقلی تو تهران طرفای افسریه داشتیم. دو تا خواهر و دو تا برادر بودیم . زندگی بدی نداشتیم. علی و فاطمه بزرگتر از من بودند و محمد کوچکتر از من بود. تا اینکه مادرم مریض شد و دو سالی در بستر بیماری بود

احساس سوختن به تماشا نمی شود

1399/1/16 11:00:5516 فروردین, 1399|

سال 75 با این مجموعه آشنا شدم و نوع کار با روحیه ام سازگار بود . از 19 سالگی معلم روستا بودم و نسبت به مشکلات مردم درد آشنا بودم. خودم هم از قشر متوسط جامعه بودم . ابتدای کار با پرسه در گوشه و کنار شهر و بازدید و سرکشی خانه ها جهت تهیه

خانه قدیمی

1399/1/26 6:31:0916 فروردین, 1399|

از همان وقتی که با او آشنا شدم مثل دخترش با من رفتار می‌کرد. تنها جائی بود که من هم آنقدر حس راحتی داشتم که اگر چیزی بهم تعارف می‌کرد می‌‎خوردم. سال‌های اول کارم بود و جزء اولین خانواده‌هایی بود که وظیفه سرکشی و رسیدگی به آنها به عهده‌ام گذاشته شده بود. اولین بار که

صبوری

1399/1/16 11:02:4516 فروردین, 1399|

پدر، مادر، برادر و یک خانه کوچک، زندگی من بود. هر چند با فقر و نداری دست و پنجه نرم می‌کردیم اما راضی بودیم. برادرم درس می‌خواند، مادرم در خانه‌ها کار می‌کرد و پدرم دستفروش بود. دو خواهر بزرگتر از خودم داشتم که ازدواج کرده بودند و درگیر سختی‌های زندگی خود بودند. خانه کلنگی بود